فصل باران

علی on خرداد ۳۱م, ۱۳۸۹

گویی امشب شام پایان است سینه ها پر تاب چشم من پر آب گاه هجران است بارها بسته است عزم ها جزم است یار پشت پنجره از غصه لرزان است کاروان در جوش وقت هجران است گاه باران است های ای باران پاییزی چو سیلابی خروشان شو کاروانی را که می خواهد رَود را چند [...]

Continue reading about فصل باران است